بنویسید تا مغز شما به کمک تان بیاید

بنویسید و از مغز خود کمک بگیرید

بنویسید و با نوشتن رویاها و آرزوها مانند فرستادن یک علامت است که می‌گوید «آماده برای تجارت».

یا همانطور که ایلین، دوست من، آن را انجام داد، با نوشتن اعلام می‌کنید که در یک بازی هستید.

آوردن افکار روی کاغذ به قسمتی از مغز که به عنوان سیستم فعال‌کننده شبکه‌ای شناخته می‌شود، هشدار می‌دهد و شما را وارد بازی می‌کند.

در قسمت ابتدایی دنباله مغز که به اندازه انگشت کوچک می‌باشد گروهی از سلول‌ها قرار دارند که کارشان طبقه‌بندی و ارزیابی داده‌های ورودی است. این مرکز کنترل به عنوان سیستم فعال‌کننده شبکه‌ای (RAS) شناخته می‌شود.

این RAS موارد ضروری را به قسمت فعال مغز و موارد غیرضروری را به قسمت ناخودآگاه می‌فرستد.

RAS مغز را به حالت هوشیار می‌رساند و آن را در این حالت نگه می‌دارد. به همین دلیل است که می‌توانید با شنیدن صدای گریه کودک در اتاقی آن‌طرف خانه، از خواب عمیق بیدار شوید. RAS صداهای غیرضروری را که در نیمه‌شب به گوش می‌رسد، ارزیابی می‌کند ـ صدای چکه کردن شیر آب، جیرجیرک و یا رفت وآمد در خیابان ـ آنهایی که غیرضروری هستند را فیلتر می‌کند، تا فقط به خاطر صداهای ضروری بیدار شوید.

به محض اینکه کودک گریه می‌کند شما در صدمی از ثانیه بیدار می‌شوید و آماده کمک به نوزاد پریشان می‌باشید. آشناترین مثال از کار سیستم فعال‌کننده شبکه‌ای تجربه‌ای است که همه ما حداقل یک یا دوبار آن را داشته‌ایم.
فرض کنید در یک اتاق دربسته هستید به سختی می‌توانید صدای کسی را که با او گفتگو می‌کنید از بین غوغا جمعیت بشنوید.

ناگهان شخصی آن طرف اتاق ظاهر می‌شود و نام شما را به زبان می‌آورد. این یک کلمه از میان تمام صداها عبور می‌کند و ناگهان به گوش شما می‌رسد. سر شما به سمت شخصی که نامتان را بر زبان آورده، برمی‌گردد. مشتاق هستید بدانید باقی چیزهایی که درباره شما می‌گوید خوب است یا نه که آماده دفاع شوید.
اگرچه ممکن است فکر کنید تمام توجه خود را به کسی که با او گفتگو می‌کنید داده‌اید، اما حقیقت این است که توجه شما به بخش‌های مختلف تقسیم می‌شود و به طور ناخودآگاه در تمام همهمه پیرامون حضور دارد و حتی زمانی که صحبت می‌کنید داده‌های دریافتی را مرتب می‌کند. وقتی نام شما برده می‌شود مانند تکه طلای درخشان در ظرف پر از شن جوینده طلا برجسته می‌گردد. RAS مانند فیلتری برای مغز است. نوشتن، فیلتر را تنظیم می‌کند.

چیزهایی که ظاهر می‌شوند از سیستم فیلتر مغز شما گذشته‌اند.

اگر تاکنون هوندا نداشته‌اید و یک هوندا آبی بخرید، ناگهان در تمام شهر فقط هوندا آبی به چشمتان می‌آید. ممکن است متعجب شوید که این همه هوندا آبی از کجا آمده است؟ اما آنها همیشه حضور داشته‌اند و شما توجهی نمی‌کردید.

نوشتن یک هدف مانند خریدن هوندا آبی است. او با تنظیم فیلتر به شما کمک می‌کند از وجود موارد معین در اطرافتان آگاه باشید.

نوشتن محرکی برای RAS ایست، که به نوبه خود سیگنالی به پوسته مغز می‌فرستد: «بیدار شو، توجه کن، این جزئیات را از دست نده». زمانی که هدفتان را می‌نویسید، مغزتان تمام‌وقت کار می‌کند تا ببیند آن را دریافت کرده‌اید یا نه، وعلائم و سیگنال‌هایی را که تمام وقت آنجا هستند، مثل هوندا آبی، به شما نشان می‌دهد.

منبع : بنویس تا اتفاق بیفتد

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید