افسار شتر بر دم خر بستن 🐴

افسار شتر بر دم خر بستن

💥 نقل است ساربانی در آخر عمر خود، شترش را صدا می‌زند و به دلیل اذیت و آزاری که بر شترش روا داشته از او حلالیت می‌طلبد. یکایک آزار و اذیت‌هایی که بر شتر بیچاره آورده را نام می‌برد از جمله زدن شتر با تازیانه، آب و غدا ندادن، بار اضافه زدن و …. همه را بر می‌شمرد و می‌پرسد آیا مرا حلال می‌کنی؟

شتر در جواب می‌گوید همه این‌ها را که گفتی حلال می‌کنم اما یک بار با من کاری کردی که آن را هرگز نمی‌توانم حلال کنم و تو را ببخشم. ساربان پرسید آن چه کاری بود؟
شتر جواب داد یک بار افسار مرا به دُم یک خر بستی. من اگر تو را بخاطر همه آزار و اذیت‌ها ببخشم، بخاطر این تحقیر هرگز تو را نخواهم بخشید.

 

ندانم کجا دیده ام این روایت                       و یا از که بشنیده ام این حکایت
یکی از بزرگان اعراب یثرب                          که می داشت جمعی به زیر حمایت
بهنگام نزع روان، وقت مردن                       همی خواست او از یکایک رضایت
تمام قبیله رضا گشته از وی                       رضایت گرفت او بحد کفایت
به ناگه بیاد آمدش اشتری را                      که مرکوب او بوده است از بدایت
به جنگ وبه صلح وبه صحرا وهامون             کشیده است بارش بدون شکایت
زده خیزرانش همی سخت برسر                همی ره نوردیده با او به غایت
فراموش کرده رضایت بخواهد                      ببندد دهان شتر از سعایت
بفرمود اشتر نمودند حاضر                         کشیدش به سر دست لطف وعنایت
به او گفت: کای اشتر سالخورده                 تو در عمر کردی بمن بس رعایت
سواری بمن داده ای از جوانی                    به کوه و بدشت و به شهر و ولایت
بسی صدمه ها برتو از من رسیده               به حدی که شدلنگ از آن دست وپایت
زمن باش راضی دراین وقت آخر                   تو بگذر ز تقصییر من با رضایت
زبان شتر باز شد بهر پاسخ                        به امر خدا گفت : این نغز آیت
رضا هستم از هرچه کردی تو بامن              چو بودی مرا صاحبی با درایت
خوراندی بمن بهترین خار صحرا                   به آبم نمودی ز زمزم سقا یت
ولی نیستم راضی از یک گناهت                چو بود آن گناه تو بر من جنایت
تو می بستی افسار من بر دم خر               که ره را نماید بمن خر هدایت
شتر می رود زیر هر بار سنگین                  ولی سخت باشد براو بی نهایت
که افسار او را کشد یک الاغی                   رود زیر بار خری بی کفایت
نمودم من این قصه رانظم شاید                 بماند ز من یادگار این حکایت
بخوانند درد دل اشتران را                          همی ساربانان با عزم و رایت
نبندند بند جمل بر دم خر                          که((همت) )بگوید لغز یا کنایت

هم چنین مطالعه کنید:   متنی تامل برانگیز (منتسب به ایلان ماسک) درباره فقیر و غنی واقعی

              شعر از : عبدالحسین همت یار (به نقل از زادرحمانی)

ضرب ‎المثل “افسار شتر بر دم خر بستن” اشاره به سپردن عنان کار به افراد نالایق دارد و این‌که افرادی نالایق بدون داشتن تخصص و شایستگی لازم، متصدی پست و مقامی شوند. وجود این افراد در راس امور باعث وارد شدن خسارات زیادی چه از بعد مادی و چه از بعد روانی می‌شود مانند فرار استعدادها، دلسرد شدن افراد شایسته، کاهش تعهد سازمانی و… .

هم چنین افسار شتر بر دم خر بستن:

به معنای انجام کاری بیهوده و بیمعنی است که هیچ گونه مزیت یا ارزش افزوده ای ندارد و فقط وقت و انرژی را تلف می کند.

این عبارت در زبان فارسی به عنوان یک اصطلاح استفاده می شود که به شکل تصویری به کار می رود. شکل این کار به نظر می رسد که شتر به دم خری که پیش او قرار گرفته است، بسته شده و دو حیوان با یکدیگر متصل شده اند. به همین دلیل از این اصطلاح برای توصیف کارهای بیهوده و بدون معنی استفاده می شود.

برای امتیاز به این نوشته روی ستاره ها کلیک کنید!
[کل: 10 میانگین: 4.2]
برای عضویت در خبرنامه ما و دریافت جدیدترین مقالات جذاب، ایمیل خود را وارد نمایید.

Responses

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Responses

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

الاغ پیر فرصت طلب

الاغ پیر فرصت طلب

الاغ پیر فرصت طلب: پیرکشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از تو چاه بیرون بیاورد. برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز